روش‌های سخت‌کاری مارپیچ‌های انتقال مواد (Screw Conveyor) در صنایع معدنی و سیمان

10 / 10
از 1 کاربر
تصویر مقاله
مقاله تخصصی

روش‌های سخت‌کاری مارپیچ‌های انتقال مواد (Screw Conveyor) در صنایع معدنی و سیمان

محتوای مقاله

روش‌های سخت‌کاری مارپیچ‌های انتقال مواد (Screw Conveyor) در صنایع معدنی و سیمان یعنی انتخاب و اجرای یک لایه ضدسایش یا قطعه مقاوم به سایش روی ناحیه‌های فرسایشی مارپیچ، به‌طوری‌که عمر کاری در سرویس‌های ساینده افزایش یابد و توقف‌های ناخواسته کمتر شود. در این کاربردها، سخت‌کاری باید هم‌زمان با طراحی، انتخاب متریال و ایمنی جوشکاری دیده شود، نه به‌عنوان یک پوشش تزئینی.

چرا مارپیچ در معدن و سیمان زود فرسوده می‌شود؟

در انتقال موادی مثل کلینکر سیمان، سنگ‌آهن، مواد معدنی دانه‌دار و گردوغبار ساینده، فرسایش معمولاً روی لبه حمل‌کننده پره، لبه بیرونی پره و گاهی سطح لوله یا شفت مرکزی رخ می‌دهد. همین نواحی نخستین نقاطی هستند که باید برای سایش بررسی شوند. اگر ماده علاوه بر سایش، ضربه هم داشته باشد، انتخاب راهکار فقط به سختی سطح محدود نمی‌شود و باید مقاومت به ضربه و قابلیت تعمیر هم در نظر گرفته شود.

در راهنمای فنی برای اسکرو کانوایر، مواد بسیار ساینده معمولاً به استفاده از اجزای مقاوم به سایش یا سخت‌کاری‌شده هدایت می‌شوند؛ این منطق با هدف کاهش wear در سرویس‌های شدید هم‌راستا است. برای طراحی و کاربرد اسکرو کانوایر نیز استاندارد CEMA 350 به‌عنوان مرجع مهندسی شناخته می‌شود و ASME B20.1 استاندارد ایمنی کلی conveyorها و تجهیزات مرتبط را پوشش می‌دهد.مقاله‌های سختکاری

روش‌های اصلی سخت‌کاری

سخت‌کاری سطحی به روش جوشکاری (Hardfacing) رایج‌ترین راهکار است. در این روش، یک پوشش ضدسایش روی سطح پره یا بخش‌های در تماس با ماده رسوب داده می‌شود تا مقاومت به abrasion افزایش یابد. اگر هدف فقط روکش نهایی نباشد و متریال پایه حساسیت متالورژیکی داشته باشد، اجرای لایه بافر پیش از لایه ضدسایش می‌تواند به کنترل تنش، چسبندگی و کاهش رقیق‌سازی فلز جوش کمک کند.

راهکار دوم، استفاده از سگمنت‌های قابل‌تعویض و سخت‌شده است. این روش وقتی ارزشمند می‌شود که تعمیر در سایت مهم باشد و اپراتور بخواهد به‌جای بازسازی کامل پره، فقط بخش‌های پرسایش را تعویض کند. راهکار سوم، نصب wear plate یا liner در نقاطی است که سایش موضعی بیشتر از بقیه بخش‌هاست. راهکار چهارم، انتخاب آلیاژ پایه مقاوم به سایش است؛ یعنی به‌جای تکیه کامل بر روکش، از ابتدا بدنه‌ای انتخاب شود که تحمل سایش بهتری داشته باشد.

انتخاب فرآیند و مصالح جوش

در منابع فنی جوشکاری، hardfacing به‌عنوان یک نوع surfacing برای افزایش مقاومت به abrasion، erosion، impact، galling و cavitation تعریف می‌شود. انتخاب فرآیند به ضخامت موردنیاز، کنترل رقیق‌سازی فلز جوش، دقت موضع‌دهی و نرخ تولید بستگی دارد. در عمل، خانواده‌هایی مانند SMAW، FCAW، SAW و PAW هر کدام برای سناریوی متفاوتی مناسب‌اند، اما انتخاب نهایی باید بر پایه WPS واقعی، جنس زیرلایه و شرایط سرویس انجام شود.

در انتخاب فیلر، توجه به سیم‌جوش توپودری یا دیگر مصرفی‌های تاییدشده مهم است، چون هدف فقط پر کردن سطح نیست؛ باید لایه‌ای ایجاد شود که هم به زیرلایه بچسبد و هم در برابر سایش پایدار بماند. در بعضی سرویس‌ها، استفاده از کاربید کروم یا دیگر سامانه‌های کاربیدی در overlay رایج است، اما ترکیب نهایی و سختی دقیق باید از دیتاشیت معتبر همان محصول برداشت شود و نباید حدس زده شود.

نکات اجرایی برای تعمیر و بازسازی

  1. ابتدا ناحیه‌های فرسایش را روی پره، لبه بیرونی و بخش‌های پشتیبان شناسایی کنید و میزان خوردگی، لب‌پریدگی یا ترک را ثبت کنید.
  2. سطح را از گردوغبار، زنگ‌زدگی، روغن و آلودگی پاک کنید تا چسبندگی روکش کاهش پیدا نکند.
  3. اگر متریال پایه مستعد ترک گرم یا تنش پسماند است، پیش‌گرم را بر اساس جنس قطعه و دستورالعمل WPS انجام دهید؛ پیش‌گرم با دمای بین‌پاسی یکی نیست و باید جداگانه کنترل شود.
  4. در صورت نیاز، لایه بافر را اجرا کنید و سپس لایه ضدسایش نهایی را با کنترل دما و توالی پاس‌ها بزنید.
  5. پس از سرد شدن کنترل‌شده، بازرسی چشمی، اندازه‌گیری اعوجاج و بررسی ترک سطحی انجام دهید.
  6. اگر قطعه در سرویس ضربه‌ای است، فقط افزایش سختی سطح کافی نیست؛ باید پیوستگی جوش، خطر ترک و مقاومت به جداشدگی هم بررسی شود.

معیار انتخاب بین Hardfacing، لاینر و آلیاژ پایه

اگر سایش موضعی و دسترسی برای تعمیر آسان باشد، wear plate یا سگمنت قابل‌تعویض معمولاً گزینه عملی‌تری است. اگر پره در معرض سایش گسترده اما قابل‌پیش‌بینی باشد، Hardfacing روی لبه حمل‌کننده یا سطح بیرونی می‌تواند مناسب باشد. اگر کل مسیر درگیر سایش شدید و مداوم است، ممکن است انتخاب متریال پایه مقاوم به سایش از ابتدا اقتصادی‌تر و مطمئن‌تر باشد. در هر سه حالت، نوع ماده، میزان سایندگی، وجود ضربه، امکان توقف خط و کیفیت تعمیرات سایت تعیین‌کننده هستند.

برای ارزیابی نهایی، تنها به سختی سطح اتکا نکنید. سختی بالا به‌تنهایی عمر سایش را تضمین نمی‌کند، چون رقیق‌سازی فلز جوش، ترک، اعوجاج و چسبندگی ضعیف می‌توانند عملکرد را محدود کنند. اگر هدف طراحی دقیق است، آزمون سایش ASTM G65 یا داده‌های آزمون سازنده باید مبنای مقایسه قرار گیرد، نه حدس مهندسی.

ایمنی و حدود کاربرد

کار با سخت‌کاری روی مارپیچ انتقال مواد باید با ایزوله‌سازی تجهیز، توقف کامل، تخلیه مواد باقیمانده و رعایت الزامات ایمنی جوشکاری انجام شود. در conveyorها، خطر گیرکردن، شروع ناخواسته، پاشش جوش و دود فلزی جدی است. همچنین اگر قطعه پس از بازسازی دوباره در مدار برود، باید در نخستین راه‌اندازی وضعیت لرزش، صدای غیرعادی و دمای یاتاقان‌ها یا تکیه‌گاه‌ها پایش شود.

جمع‌بندی نهایی

در صنایع معدنی و سیمان، سخت‌کاری مارپیچ انتقال مواد یک راهکار ضدسایش مؤثر است، اما فقط وقتی درست انتخاب و اجرا شود. بهترین نتیجه معمولاً از ترکیب تشخیص ناحیه‌های پرسایش، انتخاب روش مناسب مانند Hardfacing یا سگمنت قابل‌تعویض، کنترل پیش‌گرم و دمای بین‌پاسی، و بازرسی پس از اجرا به‌دست می‌آید. به‌عبارت دیگر، hardfacing باید بخشی از یک راهبرد کامل نگهداشت باشد، نه جایگزین طراحی و ایمنی.

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :

لیست مقالات

— مقاله