محاسبه فاصله زمانی گریس‌کاری مجدد یاتاقان‌ها؛ چگونه زمان مناسب تزریق گریس را تعیین کنیم؟

10 / 10
از 1 کاربر
تصویر مقاله
مقاله تخصصی

محاسبه فاصله زمانی گریس‌کاری مجدد یاتاقان‌ها؛ چگونه زمان مناسب تزریق گریس را تعیین کنیم؟

محتوای مقاله

محاسبه فاصله زمانی گریس‌کاری مجدد یاتاقان‌ها؛ چگونه زمان مناسب تزریق گریس را تعیین کنیم؟ یعنی برای هر نقطه، دوره‌ی tf را بر پایه‌ی اطلاعات واقعی همان یاتاقان و شرایط کار آن تعیین کنیم، نه با حدس یا تقلید از یک عدد عمومی. برای تعیین دوره معتبر باید مشخصات یاتاقان و روانکار ثبت، شرایط واقعی بهره‌برداری بررسی و سپس مقدار تزریق و برنامه زمانی محاسبه شود.

تعریف درست مسئله: tf با مقدار گریس یکی نیست

در این موضوع دو کمیت نباید با هم اشتباه شوند. tf دوره‌ی روانکاری مجدد بر حسب ساعت است و Gi مقدار گریس در هر نوبت بر حسب گرم. این دو کمیت در محاسبه مصرف روزانه هر نقطه به شکل زیر با یکدیگر ارتباط دارند: qday,i = 24 × Gi / tf,i × fsafety. بنابراین اگر کسی فقط مقدار گریس تزریق را بداند، هنوز tf به‌دست نیامده است؛ و اگر فقط tf معلوم باشد، مقدار تزریق هم الزاماً مشخص نیست. برای سیستم روانکاری مرکزی نیز حجم هر تزریق از qday,i و تعداد سیکل روزانه محاسبه می‌شود و از یک مقدار ثابت برای همه‌ی نقاط نباید استفاده کرد.

چه داده‌هایی باید قبل از هر محاسبه ثبت شود

فهرست نقاط روانکاری باید از مشخصات سازنده، اطلاعات نصب و بازدید میدانی استخراج شود. برای هر یاتاقان، این داده‌ها لازم است: نوع یاتاقان، ابعاد B / D / d بر حسب میلی‌متر، سرعت n بر حسب rpm، بار و دما، شرایط محیطی مثل آب‌پاشی و گردوغبار و ارتعاش، حالت کار دائم یا نوسانی، گریس فعلی، گریس توصیه‌شده، دسترسی، حساسیت نقطه و هر ممنوعیت یا الزام گارانتی سازنده. بدون این اطلاعات، هر عددی برای tf فقط یک حدس است و نباید به‌عنوان برنامه‌ی اجرایی نوشته شود.

رابطه‌های قابل استفاده و مرز دانسته‌های موجود

برای تعیین دوره روانکاری مجدد باید نوع و ابعاد یاتاقان، سرعت، بار، دما، آلودگی و توصیه سازنده را در روش محاسباتی مناسب وارد کرد. مقدار نهایی نباید صرفاً از یک عدد عمومی انتخاب شود. پس از تعیین tf، برای هر نقطه، qday,i از رابطه‌ی بالا به‌دست می‌آید و برای سیستم مرکزی حجم هر تزریق از رابطه‌ی vshot,i = qday,i / (ρ × Ncycles) محاسبه می‌شود. همچنین چگالی تقریبی گریس ρ حدود ۰٫۹ g/cm³ ذکر شده است و fsafety در بازه‌ی ۱ تا ۳ قرار می‌گیرد.

یک مثال صرفاً آموزشی برای فهم ورودی‌ها: اگر برای یک نقطه مقدار هر نوبت Gi برابر ۴ g باشد و tf, i را فقط به‌عنوان یک فرض مهندسی ۲۰۰ h در نظر بگیریم، آنگاه qday,i = 24 × 4 / 200 × fsafety می‌شود. اگر fsafety = ۱ باشد، qday,i = ۰٫۴۸ g/day است؛ اگر fsafety = ۲ باشد، qday,i = ۰٫۹۶ g/day می‌شود. این مثال فقط نشان می‌دهد چگونه داده‌ها به مصرف روزانه تبدیل می‌شوند، نه اینکه ۲۰۰ ساعت برای یک یاتاقان واقعی توصیه‌ی سازنده باشد.

چگونه از داده‌ها به برنامه‌ی عملیاتی برسیم

گام نخست، ساخت فهرست نقاط است. هر نقطه را با نوع جزء، سرعت، ابعاد، بار، دما، محیط و نوع گریس ثبت کنید. گام دوم، روانکار را تعیین کنید. اگر نقاط به روانکارهای ناسازگار نیاز دارند، استفاده از یک گریس «میانگین» برای همه آن‌ها مناسب نیست؛ در این حالت باید مدار جداگانه تعریف شود یا آن نقطه از سیستم مرکزی خارج شود. گام سوم، tf را از مبنای معتبر سازنده یا روش محاسباتی تأییدشده بردارید؛ اگر چنین داده‌ای ندارید، مقدار پیشنهادی را نباید قطعی اعلام کنید.

گام چهارم، مصرف روزانه را برای همه‌ی نقاط جمع کنید: Qday = Σqday,i. این عدد برای انتخاب دوره‌ی تزریق، تنظیم سیکل یا برنامه‌ی گریس‌کاری دستی به‌کار می‌رود. در عمل، برای سیستم‌های مرکزی باید علاوه بر tf، تعداد سیکل روزانه، افت فشار، مسیر لوله‌کشی و مناسب‌بودن گریس برای دما و پمپ‌پذیری نیز بررسی شود.

نشانه‌های خطا در برنامه‌ریزی گریس‌کاری

اگر بعد از اجرا نقطه خشک یا بی‌گریس دیده شود، علت‌های احتمالی عبارت‌اند از انسداد، نشتی، مقسم معیوب، هواگیری، لوله‌ی نامناسب یا افت فشار زیاد. اگر مصرف بسیار کم یا بسیار زیاد نسبت به طراحی دیده شود، ممکن است سیکل نامناسب، دوزر نادرست یا تنظیم اشتباه حجم رخ داده باشد. بنابراین برنامه‌ی tf فقط یک جدول ثابت نیست و باید با داده‌ی واقعی تجهیز اصلاح شود.

در ماشین‌آلاتی که در محیط گل، گردوغبار، ارتعاش و دمای شدید کار می‌کنند، حساسیت برنامه‌ی گریس‌کاری بیشتر می‌شود. تجهیزات راه‌سازی ممکن است در دامنه وسیعی از دمای محیط، از سرمای شدید تا گرمای قابل توجه، کار کنند؛ دامنه مجاز واقعی باید برای هر دستگاه و روانکار به‌طور مستقل بررسی شود. برای این نوع ماشین‌ها، دسترسی سخت و فراموش‌شدن گریس‌کاری دستی نیز از دلایل اصلی خطا است.

پایش پس از راه‌اندازی و به‌روزرسانی دوره

پس از اجرای برنامه، شاخص‌های پایش را ثبت کنید: مصرف روانکار بر حسب kg/month، ساعت کار روانکاری، تعداد خرابی یاتاقان، ساعت توقف مرتبط، درصد نقاط روانکاری‌شده طبق برنامه و تعداد آلارم‌های بسته‌شده. ثبت وضعیت اولیه و مقایسه دوره‌ای شاخص‌ها در ماه‌های ۳، ۶ و ۱۲ کمک می‌کند تا مشخص شود دوره‌ی انتخاب‌شده واقعاً مناسب بوده یا نه. اگر مصرف یا خرابی‌ها از الگوی مورد انتظار منحرف شدند، باید فهرست نقاط، مسیرها، نوع گریس و تنظیم سیکل دوباره بازبینی شود.

برای فهم بهتر بخش محاسبات و انتخاب تجهیزات مرتبط با تغذیه‌ی گریس، می‌توانید دسته‌ی روانکاری را هم ببینید.

جمع‌بندی نهایی

زمان مناسب تزریق گریس را نمی‌توان با یک عدد عمومی برای همه‌ی یاتاقان‌ها تعیین کرد. روش درست این است که برای هر نقطه، داده‌های واقعی تجهیز را ثبت کنید، نوع و مقدار گریس توصیه‌شده سازنده را مبنا بگیرید، tf را فقط از منبع معتبر یا روش تأییدشده بردارید، سپس مصرف روزانه و برنامه‌ی عملیاتی را محاسبه و با پایش واقعی اصلاح کنید. اگر tf از داده‌ی معتبر به‌دست نیاید، باید آن را «نامشخص» دانست، نه اینکه عددی حدسی را به‌عنوان برنامه‌ی نگهداری ثبت کرد.

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :

لیست مقالات

— مقاله