در فرآیندهای کانهآرایی و آبگیری پسابهای صنعتی، پیادهسازی راهکارهای مهندسی جهت غلبه بر رطوبت: روانکاری فیلترپرسهای نواری و تجهیزات فرآوری تر یکی از چالشهای بنیادین واحدهای نگهداری و تعمیرات به شمار میرود. در این محیطها، تماس پیوسته قطعات گردنده با آب و سیالات حاوی ذرات جامد، خطرات شدیدی برای اجزای مکانیکی به همراه دارد. انتخاب سیستم مناسب در حوزه روانکاری و شناخت آسیبپذیری یاتاقانها، زیربنای پایداری خطوط آبگیری و تصفیه باطله را تشکیل میدهد.
چالشهای هیدرودینامیکی و نفوذ رطوبت در فرآوری تر
برخلاف مراحل خردایش و سنگشکنی که عامل اصلی فرسایش در آنها گرد و غبار خشک است، در بخش تر کانهآرایی عامل مخرب اصلی رطوبت و تماس مداوم با دوغاب است. دوغاب که ترکیبی از آب و ذرات بسیار ریز کانه است، ماهیتی ساینده دارد و در صورت ضعف ساختار آببندی، به درون محفظه یاتاقان نفوذ میکند. این پدیده منجر به شسته شدن لایه روانکار و سایش شدید سطوح تماس غلتشی میشود.
از سوی دیگر، ماشینآلات فرآوری تر معمولاً در رژیمهای کاری پیوسته و شبانهروزی فعالیت میکنند. موقعیت فیزیکی غلتکها، سینیهای خلأ و درایوهای این تجهیزات به گونهای است که دسترسی انسانی برای گریسکاری دستی را با دشواری و خطرات ایمنی شدید مواجه میسازد. از این رو، اتکا به روانکاری دستی در چنین فضایی، ریسک خرابی زودهنگام برینگها را بهشدت افزایش میدهد.
اصول حفاظت مکانیکی و مشخصات روانکار ضدآب
برای مهار نفوذ آب و جلوگیری از تخریب لایه روغن در این فرآیندها، طراحی مهندسی بر دو اصل متمرکز است: بهکارگیری روانکارهای مقاوم به آب و استقرار ساختار آببندی چندلایه. روانکار مورد استفاده در یاتاقانهای این بخش باید مقاومت بالایی در برابر شستشو با آب داشته باشد؛ از این رو ترکیباتی بر پایه کلسیم سولفونات یا لیتیوم کمپلکس با گرید NLGI 2 بهترین عملکرد را ارائه میدهند.
در بخش حفاظت فیزیکی، یاتاقانهای ماشینآلات تحت پاشش آب مجهز به آببند سهلایه میشوند. این ترکیب ساختاری شامل لابیرنت، حلقه لاستیکی و یک لبه ویژه پرشده از گریس است. سازوکار راندن آب در این طراحی به این صورت عمل میکند که با تزریق خودکار و دورهای گریس تازه، روانکار مصرفشده همراه با رطوبت و ذرات ریز نفوذی به بیرون یاتاقان رانده شده و مانع از تماس دوغاب با سطوح باربر میشود.
توپولوژی روانکاری تجهیزات در بخش کانهآرایی تر
تجهیزات گوناگون فرآوری تر بر حسب شرایط فرآیندی و بارگذاری دینامیکی، نیازمند معماری متفاوتی در تزریق روانکار هستند. جدول زیر ساختار مرجع روانکاری بخشهای مختلف این حوزه را نشان میدهد:
| تجهیز صنعتی | نقاط روانکاری هدف | نوع روانکار انتخابی | معماری سیستم روانکاری |
|---|
| فیلتر خلأ نواری | غلتکهای محرک، هدایت و برگشت، یاتاقانهای جعبه خلأ و مکانیزم سرعت | گریس ضدآب (کلسیم سولفونات یا لیتیوم کمپلکس NLGI 2) | سیستم پیشرونده؛ تزریق مکرر جهت راندن آب |
| فیلتر پرس نواری | غلتکهای پرس، فشارندهها، اجزای هدایت نوار | گریس ضدآب EP با خواص فشارپذیر | سیستم چندخطی یا پیشرونده ضدآب |
| تیکنر | گیربکس محرک و رینگ گردان بازوی ریک (Rake) | روغن گیربکس ISO VG 320–460؛ گریس رینگ گردشی | روغنکاری گردشی برای گیربکس / پیشرونده برای رینگ |
| سلولهای فلوتاسیون و همزنها | گیربکس و یاتاقانهای شفت محور همزن | روغن گیربکس صنعتی؛ گریس گرید NLGI 2 | سیستم تکنقطهای خودکار یا مدار پیشرونده |
| پمپهای انتقال دوغاب | یاتاقان ران و مجموعه آببند محور شفت | گریس مقاوم یا روغن با گرانروی ISO VG 150–220 | تزریق پیوسته یا پایش سطح روغن محفظه |
تجهیزات مرجع و راهکارهای اجرایی تزریق خودکار
بر اساس طرحهای مرجع کارخانجات کانهآرایی، برای پوشش کامل نقاط یاتاقانی در فیلترپرسهای نواری از ترکیب پمپهای الکتریکی نظیر Graco G3 یا Bravo به همراه مقسمهای پیشرونده فولادی Lincoln SSV استفاده میشود. مقسمهای پیشرونده اطمینان میدهند که در فشار هیدرولیکی مدار، دوز مشخص گریس بدون تأثیرپذیری از مقاومت خط به تکتک غلتکها تحویل داده شود.
به منظور تأمین گریس پمپ مرکزی و جلوگیری از آلودگی روانکار در محیط مرطوب کارخانه، استفاده از پمپهای بشکهکش پنوماتیک برای پر کردن مخازن سیستم الزامی است. پمپهای پنوماتیک فشار قوی نظیر سری Graco Fire Ball با نسبتهای فشاری ۵۰:۱ و ۷۵:۱ قادرند فشاری بین ۵۱۷ تا ۵۸۰ بار ایجاد کنند. این توان پمپاژ با دبی خروجی بین ۰٫۵۴ تا ۱٫۵ کیلوگرم بر دقیقه، شارژ تمیز مخازن بدون باز کردن درپوش و تماس گریس با هوای مرطوب را میسر میسازد.
جمعبندی نهایی
مدیریت اصولی روانکاری در تأسیسات آبگیری و فیلتراسیون تر، وابسته به تعادل میان انتخاب روانکار مقاوم به آب، پیکربندی صحیح سیستمهای پیشرونده خودکار و استقرار آببندی چندلایه است. بهرهگیری از تزریق منظم و پرفشار گریس کلسیم سولفونات یا لیتیوم کمپلکس نه تنها از ورود دوغاب ساینده جلوگیری میکند، بلکه استهلاک غلتکها را کاهش میدهد. موفقیت اقتصادی و ارتقای ضریب آمادهبهکاری این ماشینآلات مستلزم تحلیل دادههای میدانی سایت، ارزیابی هزینههای توقف و پایش مداوم شرایط نشت در نقاط آببندی است.