منحنی استرایبک (Stribeck) و آشنایی با چهار رژیم اصلی روانکاری

10 / 10
از 1 کاربر
تصویر مقاله
مقاله تخصصی

منحنی استرایبک (Stribeck) و آشنایی با چهار رژیم اصلی روانکاری

محتوای مقاله

درک رفتار ترایبولوژیکی سطوح در تماس و شناخت ضخامت فیلم روغن یا گریس، اساس طراحی و پایش سیستم‌های مکانیکی را تشکیل می‌دهد. منحنی استرایبک (Stribeck) و آشنایی با چهار رژیم اصلی روانکاری به مهندسان نگهداری و طراحان ماشین‌آلات امکان می‌دهد تا تغییرات ضریب اصطکاک را بر مبنای شرایط کاری تجهیز تحلیل کرده و استراتژی مناسبی را در حوزه روانکاری به کار گیرند. رفتار هر سطح لغزان یا غلتان بر اساس نسبت ضخامت فیلم روانکار به زبری مؤثر سطوح تعیین می‌شود؛ چنانچه فیلم روانکار ضخیم‌تر از ارتفاع قله‌های زبری باشد، سطوح فلزی کاملاً از یکدیگر جدا می‌مانند، در حالی که با باریک‌تر شدن فیلم روانکار، قله‌های میکروسکوپی زبری با یکدیگر درگیر شده و اصطکاک و سایش تشدید می‌شود.

مفهوم منحنی استرایبک و پارامتر هرسی

منحنی استرایبک تغییرات ضریب اصطکاک (μ) را در برابر یک متغیر بدون بعد به نام پارامتر هرسی (Hersey Parameter) ترسیم می‌کند. این پارامتر ارتباط میان ویسکوزیته دینامیکی، سرعت برداری حرکت و بار وارده بر واحد سطح را تعریف کرده و رابطه ریاضی آن به شرح زیر است:

H = (η × N) / P

در این رابطه، η بیانگر ویسکوزیته سیال روانکار، N نشان‌دهنده سرعت نسبی سطوح (دور یا سرعت خطی) و P معرف فشار تماس ناشی از بار اعمال‌شده است. بر پایه این رابطه، با کاهش سرعت کاری، افزایش بار یا افت ویسکوزیته در اثر افزایش دما، پارامتر هرسی کاهش یافته و نقطه کار تجهیز به سمت چپ منحنی استرایبک منتقل می‌شود. تجهیزاتی نظیر کوره‌های دوار، آسیاب‌های صنعتی و رولر پرس‌ها به دلیل مواجهه دائم با سرعت‌های پایین و بارهای مکانیکی سنگین، عموماً در ناحیه چپ منحنی استرایبک فعالیت می‌کنند؛ ناحیه‌ای که ضریب اصطکاک در آن به اوج می‌رسد و احتمال تماس مستقیم سطوح افزایش می‌یابد.

محاسبه نسبت ضخامت فیلم (لامبدا) و معیار تفکیک سطوح

برای تعیین وضعیت تماس سطوح لغزان و غلتان از نسبتی به نام نسبت ضخامت فیلم یا لامبدا (λ) استفاده می‌شود. این شاخص بدون بعد، فاصله میان سطوح را با ناهمواری‌های میکروسکوپی می‌سنجد و رابطه ریاضی آن برابر است با:

λ = h_min / √(Rq1² + Rq2²)

در فرمول مذکور، h_min حداقل ضخامت فیلم روانکار و Rq1 و Rq2 ریشه میانگین مربعات زبری (RMS roughness) برای دو سطح درگیر هستند. تحلیل ترایبولوژیکی مقدار لامبدا بر اساس حدود زیر تعریف می‌شود:

  • λ < ۱: رژیم مرزی که در آن فیلم پیوسته سیال تشکیل نمی‌شود و قله‌های زبری سطوح فلزی مستقیماً روی یکدیگر ساییده می‌شوند.
  • ۱ ≤ λ ≤ ۳: رژیم مختلط که تلفیقی از تماس مستقیم قله‌ها و تحمل بار توسط فیلم ناقص سیال است.
  • λ > ۳: فیلم سیال کامل که در آن هیچ‌گونه تماس فلز با فلز رخ نداده و سطوح به‌طور کامل توسط روانکار از یکدیگر تفکیک شده‌اند.

علاوه بر نسبت لامبدا، شاخص دیگری به عنوان نسبت ویسکوزیته کاپا (κ) نیز برای ارزیابی تناسب ویسکوزیته عملیاتی روغن نسبت به ویسکوزیته مورد نیاز یاتاقان در شرایط دمایی واقعی تحلیل می‌شود.

چهار رژیم اصلی روانکاری و ویژگی‌های عملکردی آن‌ها

بر اساس موقعیت نقطه کاری روی منحنی استرایبک و ضخامت فیلم شکل‌گرفته، رفتار اصطکاکی تماس در چهار رژیم اصلی طبقه‌بندی می‌شود. مشخصات ترایبولوژیکی، ضریب اصطکاک و مصادیق کاربردی این رژیم‌ها در جدول زیر گردآوری شده است:

رژیم روانکاریضریب اصطکاک (μ)نسبت فیلم (λ)مشخصه تماس و رفتار فیلم روانکارنمونه‌های صنعتی
روانکاری مرزی (Boundary)۰٫۰۸ تا ۰٫۱۵λ < ۱فیلم سیال وجود ندارد؛ بار توسط لایه جذب‌سطحی افزودنی‌ها یا روانکار جامد تحمل می‌شود.شرایط استارت و توقف، لغزش بسیار کند، پین‌ها و بوش‌های ماشین‌آلات، دنده‌های باز کم‌سرعت
روانکاری مختلط (Mixed)۰٫۰۲ تا ۰٫۰۸۱ ≤ λ ≤ ۳بخشی از بار توسط فیلم روانکار و بخشی از طریق قله‌های زبری سطوح حمل می‌شود.بیشتر یاتاقان‌های گریس‌خور صنعتی، دنده‌های انتقال قدرت با سرعت متوسط و کم
الاستوهیدرودینامیک (EHL)۰٫۰۱ تا ۰٫۰۵λ > ۳فیلم روانکار بسیار نازک (کسری از میکرون) همراه با تغییرشکل الاستیک موضعی سطح در فشار تماس بالا.تماس‌های غلتشی الاستیک مانند رولربیرینگ‌ها، بلبرینگ‌ها و درگیری چرخدنده‌ها
هیدرودینامیک (Hydrodynamic)۰٫۰۰۱ تا ۰٫۰۱λ ≫ ۳فیلم سیال ضخیم (ده‌ها میکرون) و جدایش کامل قطعات؛ کمترین میزان اصطکاک تا پیش از افزایش اتلافات برشی.یاتاقان‌های لغزنده ژورنال پرسرعت، یاتاقان‌های نورد با فیلم روغن (Oil-film)

الزامات مهندسی در انتخاب روانکار و طراحی سیستم‌های روانکاری

بررسی رژیم‌های روانکاری مستقیماً الزامات فرمولاسیون روانکار و طراحی سیستم‌های روانکاری مرکزی را تعیین می‌کند. هنگامی که یک تجهیز در رژیم مرزی یا مختلط فعالیت دارد، ویسکوزیته روغن پایه به‌تنهایی توانایی ممانعت از تماس فلز با فلز را ندارد؛ بنابراین افزودن مواد ضدسایش (Anti-wear یا AW) و افزودنی‌های فشار شدید (Extreme Pressure یا EP) برای ایجاد لایه‌های واکنشی فداشونده روی قله‌های زبری ضروری خواهد بود. در مقابل، ماشین‌آلاتی که در رژیم الاستوهیدرودینامیک یا هیدرودینامیک عمل می‌کنند نیازمند تطبیق دقیق ویسکوزیته با سرعت دوران و دمای کاری هستند تا از افت فیلم بر اثر تنش برشی یا داغ شدن بیش از حد قطعات جلوگیری گردد.

تداوم کارکرد ایمن یاتاقان‌های غلتان و لغزنده، بستگی به نگه داشتن نقطه کار در بهینه‌ترین بخش منحنی استرایبک دارد. تزریق مداوم و کنترل‌شده روانکار از طریق مکانیزم‌های اتوماتیک، مانع از افت موضعی فیلم سیال در زمان پیک بار یا سرعت‌های ناپایدار می‌گردد.

جمع‌بندی نهایی

منحنی استرایبک ابزاری پایه‌ای برای تفسیر رفتار تماسی و دینامیک فیلم سیال در ادوات دوار به شمار می‌رود. با پایش پارامتر هرسی و ضریب لامبدا، می‌توان تشخیص داد که آیا سیستم در وضعیت روانکاری مرزی پرخطر با تماس مستقیم قله‌های زبری قرار دارد یا به شرایط پایدار الاستوهیدرودینامیک و هیدرودینامیک دست یافته است. انتخاب روانکار مناسب با ویسکوزیته محاسبه‌شده و به‌کارگیری پکیج افزودنی‌های ضدسایش متناسب با رژیم کاری، خطر سایش چسبان و خرابی زودرس اجزای مکانیکی را مهار ساخته و پایداری عملکرد تجهیزات سنگین صنعتی را تضمین می‌نماید.

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :

لیست مقالات

— مقاله